السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

517

تفسير الميزان ( فارسي )

عمل صالح ، و اينكه هر عملى بكنند در برابر ناظران و تماشاگرانى مىكنند ، و در بيان اين حقيقت عنايتى بخصوص كفار و منافقين نكرد ، چون آنها به وجود چنين ناظرانى اعتقاد ندارند - دقت بفرمائيد - . * ( « وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللَّه إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ » ) * كلمه « ارجاء » به معناى تاخير است ، و آيه شريفه عطف است بر آيه * ( « وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ » ) * . و معناى تاخير انداختن ايشان بسوى امر خدا اين است كه وضع ايشان آن طور روشن نيست كه بتوان عذاب خدا را برايشان پيش بينى كرد ، و يا مغفرت و آمرزش او را ، پس امر ايشان محول به امر خداست ، تا او در باره ايشان چه بخواهد ، هر چه او خواست همان خواهد شد . اين آيه فى نفسه و با قطع نظر از روايات با وضع مستضعفين تطبيق مىكند ، كه در حقيقت مانند برزخى هستند ميان نيكوكاران و بدكاران ، هر چند در روايات شان نزول آمده كه اين آيه در باره آن سه نفرى نازل شده كه از شركت در جهاد تخلف ورزيده ، بعد توبه كردند ، و خداوند توبه شان را پذيرفت ، كه به زودى به آن روايات اشاره مىشود - ان شاء اللَّه تعالى . و به هر تقدير ، آيه شريفه مال كار ايشان را مخفى داشته ، و آن را بر همان ابهام و نامعلوميش باقى گذارده ، حتى در دو اسم شريفى هم كه در آخر ذكر كرده يعنى اسم عليم و حكيم باز ابهام را رسانده ، زيرا اين دو اسم دلالت دارند بر اينكه خدا در باره آنان بر مقتضاى حكمت و علمش رفتار مىكند ، بخلاف دو اسمى كه در ذيل آيه * ( « وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ » ) * آورده ، چون در آخر آن فرموده : * ( « عَسَى اللَّه أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * . بحث روايتى در تفسير عياشى از داود بن حصين از امام صادق ( ع ) نقل شده كه گفت : من از آن حضرت پرسيدم معناى آيه * ( « وَمِنَ الأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّه » ) * چيست ؟ آيا خداوند در برابر انفاق ايشان ثواب مىدهد يا نه ؟ فرمود : بله مىدهد « 1 » . و نيز در همان كتاب از ابى عمرو زبيرى از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت شده كه فرمود : خداوند ميان مؤمنين مسابقه برقرار كرده ، همانطورى كه در ميان اسبان مسابقه گذاشته .

--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 2 ص 105 ح 102